|
کامل ترین وبلاگ شخصی |
|
|
سلام چطورین خوبین؟ بعد از حدود یه ماه آپ کردم! دیگه این دفعه وبلاگ رو ول نمیکنم و تند تند آپ میکنم میخوام وبلاگ مثل قدیما بشه وبلاگی من قسم خوردم واسش که اگر بدونید مردم هم اینجا رو به وسیله یکی دیگه آپ میکنم اما نشد چند وقتیه با ناظم مون دعوام شده خدود ۴ماهی میشه که همه اش داره بهم گیر میده اما منم روشو کم می کردم هرروز بدتر از روز قبل میرفتم مدرسه راستی یه سورپرایز هم دارم چیزی که خیلی وقت پیشا گفته بودم اما تازگیا داره اتفاق میفته نمیگم تا زمانی که موقعه اش نزدیک بشه.... تا آپ بعد خداحافظتون باشه منتظر نظر های گلتون هستم
راستی چند روز دیگه یه اتفاق مهمیه واسه وبلاگ میدونید یا نه؟ میخوام تو وبلاگ یه جشن حسابی بگیرم اما فکر کنم کسی نیاد...
ولی انصافا چیزی نمونده که بهم گیر نداده باشه اول به موهام گیر داد که چرا سیخ سیخه یه دوماهی فقط به این موضوع گیر میداد و منم لج میکردم روز بعدش اتو می کشیدم میرفتم مدرسه هی گیر داد و گیر داد تا این یه ماه آخر که دیگه شورشو در آورد!
گفت چرا تی شرت ات چسبون و کوتاهه؟ بعدش پیراهن پوشیدم گفت چرا آستین کوتاهه بعدش آستین بلند پوشیدم گفت تنگه و کوتاه(اندامی بود) بعدش گیر داد به شلوارم چرا فاقش کوتاهه تازگیا گیر نداشت بده می گفت چرا شکم داری![]()
بعدشم یکی از تی شرت هامو یقه اش رو کشید تا پایینه سینه ام میگه چرا انقدر یقه اش بازه منم گفتم خب خودت کشیدی اینکه اینجا نبود خلاصه..... موندم از دست ناظم مون چیکار کنم اسمش حمزه ایه من بهش میگم ۶ کوچولو
(ء 6) اگه راه چاره ای به ذهنتون رسید بگید تا من انجام بدم که انقدر بهم گیر نده. راستی سایت توپوق هم برای سومین بار خراب شد و دیگه امیدی بهش ندارم میخوام یه سایت جدید بزنم اما با هاست معتبر و قوی کسی سراغ داره بهم بگه. از تهران هیتز هم جدا شدم چون زیاد از حد خودشونو میگرفتن![]()
+ نوشته شدهپنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 23:2 رامتین |