تبليغاتX
کامل ترین وبلاگ شخصی

کامل ترین وبلاگ شخصی

يک ترم يک دانشجو چه جوري مي گذره !!! ؟؟؟ این عنوانه این آپه حتما برو ادامه مطلب خیلی خیلی باحاله جزو بهترین چیزاییه که تو وبلاگم گذاشتم تا حالا


ادامه داره از اینجا برو

+ نوشته شدهیکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 21:32 رامتین |


سلام خوبین؟ اصلا وقت ندارم از دست درسا دیگه نمی تونم تند تند آپ کنم چون شاید آهنگ بخونم دارم تمرین می کنم. تو ادامه طلب
فرق دخترها و پسرها در گرفتن پول از عابر بانک !!!
 رو گذاشتم خیلی خنده دار حتما برو ادامه مطلب.


ادامه داره از اینجا برو

+ نوشته شدهسه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 18:58 رامتین |


سلام خوبین؟ حتما این پست رو بخونین خیلی باحاله

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

+ نوشته شدهیکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 16:20 رامتین |


سلام   یادتونه ۵۰ مزیت مرد بودن رو گذاشتم؟ گفتم بعد یه مدت ۵۰ مزیت زن بودن رو هم میزارم تا دعوا نشه. االوعده وفا. برین ادامه مطلب.

البته آقایون زیاد جدی نگیرند این فقط جنبه ی طنز داره... whistlinghee hee

 

50 نکته برای اینکه به زن بودنت افتخار کنی در جواب به مزیت های مردانه! cowboy


ادامه داره از اینجا برو

+ نوشته شدهپنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:50 رامتین |


سلام چطورین؟ من تو این پست ۵۰ مزیت مرد بودن رو گذاشتم. برین ادامه مطلب. اگر جنبه نارین یا ناراحت میشین نرین. فقط یه شوخیه. البته میدونم که همه دوستای من با جنبه هستن. هم از خانم های گرامی بد گفته هم از آقا پسر ها. حتما بخونین.


ادامه داره از اینجا برو

+ نوشته شدهشنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:59 رامتین |


میدونی ترکا به 750 گرم چی میگند؟ نیم کیلو و نیمhee hee

از تركه میرسن: اسمت چیه؟ میگه: حمزه، ولی توخونه شیش كوچولو صدام میكنن
big grin

بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند

رشتیه ميزنه به ماشينه تهرونيه ، ياروشروع ميكنه به فحش دادن : من خواهرتو ، مادرتو ، زنتو . . . ترکه ميگه : اووووو! يه تصادف كرديم چرا شهوتي ميشي

غضنفر از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا
rolling on the floor

عجب رسميه رسم زمونه / پيامك شده كار شبونه / ميرن مسيجا / از اونا فقط / هزينه‌هاشون بجا ميمونه.

اصفهانيه بيدار مي شه مي بينه زنش مرده.‏ به دخترش مي گه:‏ اختر!‏ ننت مُردس.‏ صبحونه واسه دو نفر درست كن
rolling eyes

از خدا پول خواستم بانك داد . درخت خواستم جنگل داد . اتاق خواستم خونه داد . حالا ميترسم تو رو بخوام يه گله گوسفند بده

قطعه اي از شاهكار ادبي غضنفر : شب بود و خورشيد به روشني مي درخشيد پيرمردي جوان يكه و تنها با خانواده اش در سكوت گوش خراش خيابان قدم زنان ايستاده بود

يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يكيشون هم ميگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!
silly

زني كه 4 باز ازدواج كرده بود هنوز دختر بود پرسيدند چطور ممنكنه؟ گفت: اولي جانباز بود .... نداشت. دومي رشتي بود بخار نداشت. سومي قزويني بود از پشت ميگذاشت. چهارمي ترك بود ميگفت آدم به ناموس خودش تجاوز نميكنه

به ترکه میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است

از عشق گفتيم ونمك گير شديم تا ساحل چشمان تو تكثير شديم گفتند غروب جمعه خواهي آمد آنقدر نيامدي كه ما پير شديم

از ترکه می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون
laughing

به ترکه ميگن تو پيامبرا به کدومشون ارادات بيشتري داري؟ ميگه حضرت سوج ميگن : حضرت سوج نداريم که ؟ ميگه : خودم ديدم پشت يه ماشين نوشته بود يا سوج

رشتيه از دخترش ميپرسه: ببينم شبا ميري صبح مياي، کجا ميري؟ دختر: ميرم خونه دوست پسرم، مسئله ايه!؟ رشتيه: نه، فقط ميخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه

من واقعا فرمول دقيقي براي موفقيت، نمي‌شناسم ولي فرمول شکست را به خوبي مي‌دانم، و آن اينست: «سعي کنيد همه را راضي نگه داريد
it wasn't me

طرف روزه می گیره، 5 دقیقه به اذان روزشو میشکنه. می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم

دلتنگ با تو بودنم اي مهربان ترين.... يكدم بيا و حال دل عاشقم ببين

عشقت را نصيب كسي كن كه لايق ان باشد نه تشنه ي ان زيرا هر تشنه اي روزي سيراب ميشود.

قلب خسته ی منو بیدار کردی…چشم تنهای منو بی خواب کردی….بعد بی خبر خودتو خواب کردی….عزیزم رسم رفاقتو خراب کردی..

دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم یه لنگه کفش تو دستم منتظرتوهستم

از شهرداري واحد سد معبر مزاحمتون ميشم ، ببخشيد مهربونيتون سد راه دلمون شده . . . !
big hug

خانم اولی: من خیلی از پیری می ترسم.
خانم دومی: آخه چرا؟
خانم اولی: چون آدم همه چیزهای خوبی که داره از دست می ده، مثل زیبایی، ...
خانم دومی: ولی من اصلاً نگران پیری ام نیستم.
خانم اولی: خوب معلومه، چون تو چیزی نداری که از دست بدی!!!

دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند.
پسر: تو احتمالاً خیلی زیبا هستی!
دختر: به چه دلیلی این طور فکر می کنی؟
پسر: خوب، طبیعت حتماً این خنگی تو را به نحوی باید تلافی کرده باشد!!!

معلم: حمید بگو ببینم آفریقا کجاست؟
حمید با گریه: آقا! چرا هر چی گم می شه از من سراغشو می گیرید؟

پیر زنه به پیر مرده میگه: عزیزم! توی نودمین سالگرد ازدواجمون چی می خوای؟
پیر مرد میگه یک لحظه سکوت!
chatterbox

اولی: مدل جدید پیکان ضربه ی بزرگی بر پیکر صنایع خودرو سازی ژاپن وارد کرد.
دومی: چطور؟
اولی: با دیدن این مدل جدید، تمام صاحبان و مهندسان اتوموبیل سازی ژاپن از خنده مردند!!!

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ …
گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.

ببخشید لنگه كفش من خونه تون جا نمونده؟
امضا: سیندرلا
...
...
(طرح پیدا كردن شوهر برای دختران دم بخت)

هر از گاهی توقف در ايستگاه بين راه ، فرصت خوبيست براي ديدن مسير طی شده و نگريستن به راهی که پيش روست . گاهی براي رسيدن بايد نرفت

عشق یه سم شیرین هست...بدون نسخه اون کسی که دوستش داری مصرفش نکن.از دسترس بچه ها دور نگرش دار..و در محل تاریک و خنک نگهداریش کن..

فراموش كن چيزي را كه نمي تواني به دست آوري،بدست آور چيزي را كه نمي تواني فراموش كني

زمان به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست، قسم خوردن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها ماندن نيست

كاش در كتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني، نه حاشيه اي از ياد رفتني
batting eyelashes

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست؛ پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته است

هميشه يادت باشه فقط يكي هست كه به خاطر تو نفس ميكشه... اونم دماغته!
thumbs up

+ نوشته شدهسه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 20:51 رامتین |


سلام چطورین؟ یادتونه چند وقت پیش یه طنز برای خانوما گذاشته بودم؟ بعضی ها ناراحت شدن منم بهشون قول دادم که برای پسرا هم یه طنز میزارم البته قدیمیه ولی باید به قولم عمل کنم.

دروغ: بعدا" باهات تماس می گیرم

معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی

دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم

معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار

دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره - ما فقط دوست معمولی هستیم

معنی: عاشقشم

دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم

معنی: من فقط دنبال سکس هستم

دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه

معنی: داریم میریم دختر بازی.

دروغ: می تونی 5 هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم

معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.

این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده:

دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم

معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد!

اگر به شما هم دروغی گفته شده است، می توانید آنرا در بخش نظرات ذکر کنید..

امیدوارم خوشون اومده باشه راستی یه وبلاگ ساختم که توش کلی بیوگرافی و حتی آموزش آشپزی گذاشتم می تونید اینجا برین تو وبلاگ. البته به زودی حذفش می کنم و تمام مطالبش رو میزارم تو همین رارا

 تا بعد

+ نوشته شدهدوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 14:31 رامتین |


سلام خوبین بچه ها؟ تصمیم گرفتم به مطالب وبلاگم طنز هم اضافه کنم. برای این پست هم خاطرات یک دانشجو رو براتون بزارم تا بخندین امیدوارم که خوشتون بیاد و بی مزه نباشه و به کسی بر نخوره. راستی عکس هایم باحالن حالا داستان رو بخونین

دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردمتوي كلاس هيچ كس نبودفقط يك پسر نشسته بود.. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت: كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد با اينكه از خنديدنش لجم گرفتاما فكر كنماو از من خوشش آمده باشدچون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد

******
دو هفته بعد، سه شنبه:
امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد من هم جوابش را ندادمشايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كندوارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كندهيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!

               ***
چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادمبه نظرم مي خواست از من خواستگاري كنداما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد! =

                                               صاحب بقالي دانشگاه                                                     ***
جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كردگمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد                                                                                                               ا!

                                                                                                                               ***
سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود.. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد                                                                                 ا!

                                                    
***

سه شنبه:
امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي‌كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد! 
                                           
Click here to Vote
***
چهارشنبه:
امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي‌خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي‌شوم؛ اما من قبول نمي‌كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند                                                             ا!

 

***
 

جمعه : امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواي تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد                                                                             ا.                          
دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميد كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده                                                                                                                      ا!

***
پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!

***
دوشنبه: امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد                                                                                    ا!

***
شنبه :   امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن
ديگري نداشته باشد                       ا 



***
يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك داشته  باشد                                                                         ا !
***
ترم آخر : امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترسم و آخر سر هم

 مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشم.واي خداي من  يكي منو نجات بده دست اين

+ نوشته شدهجمعه چهارم مرداد 1387ساعت 16:40 رامتین |


توجه: خواندن این متن اصلا به خانم ها توصیه نمی شود!
1- نخونید!
2- اگر خوندید فحش ندید!
3- اگر فحش دادید به من بیچاره ندید!

شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم. میگن خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ''شوهرت واست یه انگشتر می خره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


یكشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم كلاسهای "روش خود اتكایی بر اعتماد به نفس" ثبت نام كنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره. تا برگردم دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار!


دوشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه". می گن خیلی جالبه. ممكنه طول بكشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!


سه شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم كه می خواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو كه می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند! ممكنه طول بكشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


چهارشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای كلاس "بدن سازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام كنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. ترومپت هم كه میگن خیلی كلاس داره مگه نه؟ ممكنه طول بكشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار!


پنج شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی كه تازه از كانادا اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. من واقعاً از این زندگی ''خسته '' شدم! چیه همش مثل كلفتها كنج خونه! به هر حال چون ممكنه طول بكشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


جمعه
مرد: عزیزم! امروز چی ناهار داریم؟
زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی كشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟ واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع بزرگیه كه انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!
 

البته همه خانوم ها این جوری نیستنا ولی من چند تا از این خانوما رو دیدما

+ نوشته شدهجمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 23:1 رامتین |


بچه ها سلام امروز میخوام آموزش زبان ترکی رو که یکی از زبان های مهم دنیاست(عجب خالی ای بستما)میخوام در عرض ۳ ثانیه بهتون یاد بدم. البته بستگی به گیرایی خودتونم داره ها.....  امیدوارم در برخورد با ترک ها که احساس میکنن خیلی زبونشون خوبه. البته به آذری های عزیز بر نخوره چون منم اصالت پدریم آذریه میگم. خب دیگه بریم سر کلاس.

1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال: کبریت <-- کربیت    تبریز <-- تربیز

2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل <-- قازوئیل   تگرگ <-- تجرج    کامپیوتر <-- قامپیوتیر

3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال:
گوجه فرنگی <-- قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه <-- مایتابو

4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال:
قند <-- گند
گلابی <-- قلابی
آقای رئیس <-- آی رئیس

5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر<-- مدور

6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال <-- میثال
ابتدا <-- ایبتیدا
چراغ <-- چیراگ

3- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن <-- مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر <-- سلام آی دتر
زبان بیسیک <-- زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ <-- چخار موقونو ؟

4- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم <-- من به شما نبودی !

5- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ <-- حالش خوبی ؟

 خب اینم از کلاس آنلاین زبان مون امیدوارم خوشتون اومده باهش فعلا بای

+ نوشته شدهجمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 22:54 رامتین |


سلام من رامتین هستم. ممنونم که به وبلاگ من اومدی با نظراتت منو خوشحال میکنی کاری هم داشتی با آیدیم تماس بگیر اینه آیدی من : Agha_Bahaleh


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


Categories

عکس
کلیپ
آهنگ
مربوط به موبایل
مطالبی که راجع به خودمه
مطالب دیگه
مطالب طنز
مدل لباس عروس
دسته گل عروس
کفش عروس
آموزش آشپزی
عکس + بیوگرافی
کد جاوا و ابزار برای وبلاگ
درباره فیلم و سریال و کارتون
فول آلبوم
دانلود فیلم و سریال
دانلود نرم افزار
دانلود فیلم مستند و ورزشی
دانلود انیمیشن
دانلود بازی
دانلود نرم افزار و بازی برای موبایل
عکس چیزای خوردنی
دانلود آهنگ غمگین و عاشقانه
آموزش مدیتیشن
مربوط به فوتبال
مربوط به ورزش
Sms
مدل کلاه
مدل لباس مجلسی
مدل تاپ و شلوار
مدل تی شرت
مدل لباس زمستانی
مدل موی کوتاه
مدل موی بلند
مدل موی امو
مدل چادر
آهنگ خارجی
فری استایل
مدل کفش و کتانی و بوت و چکمه


Links

نیلوفر(بچه +)
منو تنهاییام(رویا)
دختر برفی
Arvin Office1
ترسیم عشق
یادداشت های ندا
خاطرات ملیکا
دختر متولد زمستان
حرف های درگوشی دکتر
پرهون
بهترین ها (نیلوفر و نسرین)
گربه بالرین
بارون شکلاتی
آسمان دل شکسته
شب مهتابی
خفاشان شب
دل نوشته های یه دلتنگ(مارال)
غمگین تنها
سوتی
جایی برای دی جی ها
DJ Sepideh
دختر کوچولو
قشنگه
3بچه فیل
شیطنت های یک دبیرستان دختروونه!
برای دوستانم(مهشید خانوم)
قاطی بازار
گل یخی
دختر ایرونی (سایه خانوم)
آرزوهای محال
سه تفنگدار
ما 4 تا
کلبه عشق
قصر عشق قصر تنهایی ها
لالالاو
شیوا
بچه های باحال بیان اینجا
مهرناز(طرفدار سیاوش خیرابی)
دنیای تنوع
دختری با دمپایی پلاستیکی
اشک مجنون(محدثه)
نی نی کوشولو
life is beautiful
خدا هست...
خـــــــدايامی خواهم بهت نزدیکتر شوم
بیا تو حالشو ببر
دلهای آسمونی
عاشقانه(غزل)
نینا
کاش سرنوشت جز این می نوشت
عشق اول
سهیل ظلمات
توپولو
کارگاه اتومبیل
دوستت دارم
غزاله
آیسان
ویلنی ها
دختر برفی
عکس بهترين بازيگران ايراني
روزای خوش
درهم وبرهم ازیه دختر16ساله
رویای عشق
در به در
دنگ و فنگ
ســــانی مانـــكن
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
تعداد افراد آنلاین:
تعداد دفعه ای که این وبلاگ دیده شده:


Design by : Night Skin


منبع کد اهنگ رارا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس